باشگاه پرواز نوستالژیک نهنگ نو- اینهنگ شاپ

این روزها که دلار به‌جای اینکه پایین بیاد، هر روز می‌خواد به فضا بره، وضعیت بازار هم شده مثل یک شوخی بد! خرید جنس خوب دیگه به یک معجزه شبیه شده، حتی اگه پول خوبی هم داشته باشی، می‌ری توی بازار، انگار وارد یک بازار نوستالژیک از کالاهای خراب و معیوب شدی! تولیدکننده‌های کوچیک که همیشه از گرسنگی داشتن دوتا نون اضافه هم به سفره مردم می‌رسوندن، دیگه از گردونه رقابت بیرون رفتن. الان بازار دست کسانیه که یه شب رو توی هرات گذروندن و با افتخار می‌گن: «این جنس از هرات اومده!»
حالا این‌که قیمت‌ها بالا میره و کسی نمی‌دونه چرا، اصلاً یکی از عجایب روزگاره! مردم که دیگه قدرت خرید ندارن، همونایی که پول هم دارن، وقتی به بازار می‌روند، باید با دقت بالا و مثل شکارچی، یک جنس سالم پیدا کنن. البته اگر خوش‌شانس باشن!
ولی قضیه به اینجا ختم نمی‌شه. تورم که میره بالا، یه سری از افراد هم به این نتیجه می‌رسن که "چرا این همه رنج کشیدیم، بیایم دزدی کنیم!" شما که نمی‌خواهید مجبور بشید گرسنه بمونید، نه؟! پول بی‌ارزش که میشه، همون‌طور که هیچ‌چیز دیگه‌ای از بازار پیدا نمی‌کنی، خب، انگیزه دزدی هم بالا میره. مردم به فکر می‌افتند که یکی از کالاهای معیوب رو "قانونی" ببرند خونه!
اما این تنها بدبختی نیست. دولت هم که با جدیت تمام در حال تمرکز بر مسائل حاشیه‌ای هست! مجلس ۳۵۰ نفره که به طور رسمی "نماینده مردم" محسوب میشه، کجاست؟ به جای اینکه به فکر این باشند که چرا قیمت‌ها به جهنم میره، عده‌ای از نمایندگان فقط جرات کردن برای استیضاح وزیر، انگشت‌های خودشون رو تکون بدن. وزیر هم که با لبخند به دوربین نگاه می‌کنه، انگار که همه چیز گل و بلبل باشه.
حالا یه اتفاق خیلی جالب هم داریم: صرافی‌های دیجیتال! اینا می‌خوان پول‌های دیجیتال رو وارد اقتصاد کنن و به جای اینکه اقتصاد داخلی رو تقویت کنن، بیشتر از همیشه دلار رو به بازار تزریق می‌کنن. این وسط، ارزش پول ملی به‌شدت سقوط می‌کنه و مردم بیشتر به سمت ارزهای خارجی می‌رن.
و در نهایت، وضعیت که به این شکل ادامه پیدا می‌کنه، نتیجه این میشه که دزدی از همیشه راحت‌تر و قانونی‌تر میشه! نه فقط در دنیای واقعی، بلکه در فضای مجازی هم دزدان دارند جولان می‌دن! مثلاً وقتی کسی یه عکس از جنسش رو توی اینترنت می‌گذاره، به راحتی ممکنه دست کسی بیفته که اصلاً نمی‌دونه چطور باید از اون جنس استفاده کنه، ولی مطمئناً می‌دونه چطور ازش استفاده غیرقانونی بکنه!
یاد داستان اون بچه افتادم که خرگوش شیشه‌ای مادرش رو شکسته بود و می‌خواست قبل از اینکه مادر برسه، همون رو پیدا کنه و عوضش کنه، ولی هیچ‌کجا پیداش نکرد. حالا ما هم همون‌طور داریم دنبال خرگوش شیشه‌ای گم‌شده‌مون می‌گردیم؛ خرگوشی که دیگه حتی پیدا نمیشه و هیچکس هم به فکر درست کردنش نیست!
مقصر هم که زیاد داریم: تورم، ارز دیجیتال، فروشندگان هراتی و البته مسئولین محترم که به جای حل مشکلات اصلی، به فکر دزدی‌های مجازی و کم‌توجهی به وضع بد اقتصادی هستن.